![]() |
![]() |
|
به او بگوييد كه دوستش دارمبه او كه قلبش به وسعت درياييست كه قايق كوچك دل من در ان غرق شدهبه او كه مرا از اين زمين خاكي به سرزمين نور و شعر و ترانه بردبه او كه چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز كردبه او بگوييد دوستش دارمبه او كه صداي پايش را ميشنومبه او كه لحن كلامش را ميشناسمبه او كه عمق نگاهش را ميفهممبه او كه گل هميشه بهار من استبه او كه قشنگترين بهانه براي بودن من استبگوييدخیلی دوستش دارم... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 7:58 توسط مهدیه |
|
|
نزار این حس خوب با تو بودن توی دنیای من اسون بمیره
تو با دلتنگی من اشنایی تو که عاشق ترین عاشقایی
ازم دوری نکن منو نسوزون نمیدونی چه قدر تلخ جدایی
ازم دوری نکن دلم میگیره تمام لحظه هامون واسه هم بود
نباید لحظه هاتو پس بگیری میگی به این ندیدن و دل بریدن باید عادت کنم اما چه جوری
نگو تنهام میزاری تا همیشه. نگو تنهام میزاری تا همیشه. .. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 7:56 توسط مهدیه |
|
|
ومن امروز چقدر خالیم از تمام حس هایی که برایم غریبه بودند .......... و من امروز چقدر خالیم از تمام پر بودنهایی که همه خالی بودند.......... و من امروز چقدر پرم از تمام تو............ ومن امروز چقدر پرم از فرسنگها فاصله ای که صدای گرم تو خالیش می کند .............. ومن امروز چقدر پر از گلبرگم ...پر از گلبرگهای گل یاس که تو روی دیوار قلبم کاشتی..... ومن امروز چقدر پرم از هدفی که دوستش دارم ............. ومن امروز دیگر پر از خالی نیستم ......... ومن امروز پر احساسم . پر از هدفم.پر از یاسم.پر از گلبرگم.پر از بیدادم و پر از توام ........... و من امروز پر از تو ام پر از تو......... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 7:54 توسط مهدیه |
|
|
اگه اسمون چهره در هم نشکنه اگه رنگین کمان ریسمانی از رنگدانه هایش به گردنم بیفکند اگه بارون بوسه بر شبنم و باد بوسه بر نسیم زند اگه ماه لبخند ی دلنواز نثار ستارگان کنه اگه خورشید با زمین غریبی نکنه و اگه غریب اشنایی بیایه
سوگند یاد خواهند کرد
که یاد تو در در باطن و ضمیر منه اگر چه دور از منی ولی یادت با منه روحت هم مال منه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:35 توسط مهدیه |
|
|
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:34 توسط مهدیه |
|
|
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره است
چون شب هم بالاخره تموم ميشه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:31 توسط مهدیه |
|
|
نوشتن از تو را از کجا آغاز کنم که عشقت همچون دريا بی کران است و خوبی هايت بی انتها. برای تو اشک ريختن را دوست دارم تا اشک هايم را ببينی و بدانی که آسمان چشمان من بارانی تر از آسمان خداست . وقتی تو را می بينم دوست دارم با نگاهم با تو حرف بزنم تا هميشه حرفهايم، به تو يادآوری کنم. دوست داشتم دستام آنقدر بزرگ بود که همه ستارهای آسمان را برات می چيدم و شب هات را با آنها نورانی می کردم. ای کاش هيچ وقت دلم را نشکسته بودی ، اما باز اين رو بدون که دل شکسته ام ر اهم برای هميشه به تو داده ام. حتی اگر تعداد تکه های شکسته اش برابر تعداد قطره های باران باشد. هر نفس تو برای من مثل طپش قلبمه . قلب من تا ابد برای تو می طپه و تويی تنها بهانه زنده بودنم. اگر روزی احساسم را نقاشی کنم در تمام ورق هايش چهره توست. همه احساسم تويی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:13 توسط مهدیه |
|
|
عشق يعني گمشدن در نگاه گرم يار عشق يعني مست گشتن بي شراب عشق يعني كور گشتن زير نور يار عشق يعني خيش را در ديگري ديدن عشق يعني زندگي در يك بدن عشق يعني ديدن يك يار بس
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 16:37 توسط مهدیه |
|
|
عشق و عشق عشق حقيقي بي دليل است و از قلب سرچشمه مي گيرد. هرگز به دنبال تأييد عشق بامعيارهاي ذهني نباش. ذهن فقط به درد زندگي در دنيا مي خورد. اگر بخواهي مي تواني به توانايي ها و امكانات فردي كه دوستش داري فكر كني اما در اين صورت تو براي زندگي آينده به دنبال شرايط بوده اي. عشق فراتر از اينهاست. فراتر از معيارهاي ذهني است. عشق از جاذبه هاي بدني هم فراتر است نزديكي عشق فاصله هاي زماني و مكاني را درهم مي شكند چون مرز عشق از زمان و مكان فراتر است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 16:10 توسط مهدیه |
|
|
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست .. .تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 14:36 توسط مهدیه |
|
|
گفتند: ستاره را نمی توان چید و آنان که باور کردند برای چیدن ستاره دستی دراز نکردند اما باور کن که من به سوی زیباترین و دورترین ستاره دست بازیدم و هر چند دستانم تهی ماند اما چشمانم لبریز ستاره شد ستاره های درونت را در شب چشمهایت رها ساز و باور کن عشق را هدفی نیست آنچنان که به دست آید در آغوش جای گیرد و یا در آیینه چشمانت به تصویر نشیند باور کن عشق خود همه چیز است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 13:19 توسط مهدیه |
|
مرگ انتظار است.. عشق يک بار است.. جدايي دشوار است..
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:7 توسط مهدیه |
|
|
عشق یگانه واقعیتی است که در عالم هست عشق خلاصه کردن عالم خلقت در یک موجود و بزرگ کردن یک موجود تا مقام خدایی است عشق امری است مربوط به اسمون عشق همانند هواست که بدون ان زندگی وجود نداره عشق یک تنفس اسمانی است از هوای بهشت عشق با فراغ و محنت و رنج نیز تو ام است اما لذتی وصف ناپذیر دارد عشق تغیر شکلی تیره اما ستاره نشان است عشق چیزی بس پیچیده هست و بس شیرین است عشق خیال را تمرکز میبخشد و شخصیت انسان را یگانه میکند عشق روح خداست
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 16:52 توسط مهدیه |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
احسان خواجه امیری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
موزیک |
|
RSS
|